امیدوار رضایی، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس ( در سال ۱۳۸۵) کمبود اعتبار و واقعی نبودن بودجههای سلامت را مهمترین عامل استاندارد نبودن شاخصهای سلامت در کشور میداند اما معتقد است توجه به بعد چهارم سلامت که تقویت آموزه های دینی و معنویات است منجر به ارتقای سطح سلامت مردم با هزینه های کمتر می شود وی در گفت و گوی تفصیلی با خبرنگار فارس به آسیب شناسی نظام سلامت کشور پرداخت.

*نظام سلامت کشور ما طی 27 سال گذشته چه فراز و نشیبهایی داشته است، در مورد چه شاخصهایی پیشرفت داشتهایم و در چه مواردی بی توجهی شده است؟
-در طول 27 سال پس از پیروزی انقلاب، در زمینه سلامت و شاخصهای آن پیشرفتهای
خوبی داشتهایم که شاید مهمترین آنها ارتقای شاخص امید به زندگی از حدود 54 سال در اوایل انقلاب به بیش از 72 سال در زمان فعلی است، در سال 58 شانس امید به زندگی زنان یک سال کمتر از مردان بود ولی اکنون شاخص امید به زندگی در میان زنان ایرانی دو سال بیشتر از مردان است.شاخص دیگری که بسیار مهم است کاهش مرگ و میز کودکان زیر یکسال و زیر 5 سال است که به خصوص در مورد کودکان زیر 5 سال این شاخص تقریبا یک پنجم شده است و به حدود 37 در هزار تولد زنده رسیده است البته آمار غیر رسمی 30 مرگ در هزار تولد زنده را نشان میدهد، مرگ و میر مادران نیز طی 27 سال گذشته از بالای 100 نفر به حدود 37 درصدهزار تولد زنده رسیده است.مسئله دیگر بحث اختلاف سطح طبقاتی جامعه و نسبت افراد زیر خط فقر مطلق به کل جمعیت است که به طور مستقیم بر سلامت مردم موثر است، بر اساس اطلاعات به دست آمده قبل از پیروزی انقلاب 40درصد مردم زیر خط فقر بودند و الان حدود 12درصد مردم زیر خط فقر هستند که علت این پیشرفت توجه بیشتر به روستاها و مناطق محروم و مستضعف و تشکیل نهادهایی مثل کمیته امداد امام خمینی(ره)، بهزیستی، جهاد سازندگی و توسعه شبکه بهداشت روستایی است.اما از طرف دیگر متاسفانه همراه با رشد این شاخصها و افزایش GDP و بودجه عمومی کشور، سهم بخش سلامت از بودجه عمومی در این سالها رشد کافی نداشته است و از این جهت از شاخصهای جهانی عقب هستیم.بر اساس شاخصهای جهانی باید حداقل 9 درصد کل بودجه عمومی کشور که از سوی دولت و مردم هزینه میشود به بهداشت و درمان و سلامت مردم اختصاص یابد در حالی که اکنون نزدیک به 6 درصد است و بر اساس برنامه توسعه چهارم کشور باید به 5/7 درصد برسد.در ابتدای برنامه توسعه چهارم که پارسال بود، سهم سلامت در بودجه عمومی کشور 7/5 درصد بود و متاسفانه این مسئله یکی از چالشهای مهم نظام سلامت کشور است که مانع رشد قابل قبول در این بخش است.
* آیا در بودجه ریزی امسال توانستید برای رشد این شاخص کاری بکنید؟
-تا حدودی، همان طور که میدانید به رغم آنکه مجلس بودجه عمومی دولت را حدود 3 درصد کاهش داد اما بودجه وزارت بهداشت و بخش سلامت در مجموع حدود 600 میلیارد تومان نسبت به پیشنهاد دولت افزایش یافت. البته این افزایش به اندازهای که بر اساس قانون برنامه چهارم انتظار میرفت نبود، کل بودجه وزارت بهداشت حدود 60 هزار میلیارد ریال شد که در مقایسه با بودجه 587 هزار میلیارد تومانی دولت، حدود 11 درصد می شود، البته این با شاخص GDP فرق می کند، GDP کل سرمایههای دولت در داخل و خارج و نیز سرمایههای مردم است که از این نظر فعلا سهم سلامت حدود همان 6 درصد است.
* به بحث وضعیت شاخصهای سلامت در کشور برگردیم؟
- بله، مبحث دیگر، شاخص عدالت در سلامت است، البته اگر چه پیشرفتهای خوبی در ایجاد و توسعه مراکز بهداشتی، درمانی و بیمارستان سازی در کشور شده است و با وجود افزایش پذیرش دانشجوی پزشکی و تعداد پزشکان در جامعه هنوز نتوانستهایم عدالت را در نظام سلامت کشور به طور کامل پیاده کنیم، ممکن است در یک استان به ازای هر 6 هزار نفر یک مرکز بهداشتی، درمانی داشته باشیم و در استان دیگر به ازای هر 100 هزار نفر یک مرکز باشد، یا در مورد توزیع نیروی انسانی در جایی به ازای هر 300 نفر یک پزشک داریم و در جای دیگر به ازای هر هزار نفر یک پزشک داریم، در مورد تخت بیمارستانی هم همین طور است.
*استانداردش چقدر است؟
- تقریبا باید به ازای هر هزار نفر 67/1 تخت فعال در کشور داشته باشیم، در حال حاضر حدود 100 هزار تخت بیمارستانی در کشور وجود دارد که 80 هزار تای آن فعال است و اگر فرض کنیم جمعیت ایران در سال 1400 به حدود 100 میلیون نفر برسد تعداد تختهای فعال کشور باید به حدود 167 هزار تخت برسد یعنی دو برابر تعداد تختهای فعال فعلی.مشکل مهمی که در زمینه توزیع امکانات در کشور وجود دارد این است که مشارکت مردم در هزینه های سلامت عادلانه نیست، مشارکت مردم شاخص مشخصی دارد که بین صفر تا یک متغیر است، هر چه به عدد یک نزدیکتر شود به عدالت بیشتر نزدیک شدهایم و هر چه به صفر برسیم عدالت کمتر است، در ابتدای برنامه چهارم توسعه این شاخص حدود 83/0 است و هدفگذاری شده تا پایان برنامه به 90/0 برسیم.این شاخص نشان میدهد که هر کس پول بیشتری دارد، هزینه بیشتری باید برای درمان بپردازد و هر که فقیرتر است هزینه کمتری پرداخت کند و در واقع هزینههای درمان متناسب با توانمندی مردم پرداخت میشود.
*چگونه می توان به این شاخص رسید؟
-یکی از راهکارهای اجرایی این مسئله که در قانون برنامه توسعه چهارم هم آمده است، این است که دولت باید سهم خودش را در هزینه های سلامت به 70 درصد برساند، الان دولت فقط 40 تا 45 درصد هزینه های سلامت مردم را پرداخت میکند و بقیه را مردم از جیب خودشان می دهند، این شاخص باید به 70 درصد برای دولت و 30 درصد برای مردم تغییر کند در حالی که الان درست برعکس است.راه حل اساسی دیگر تقویت بیمه هاست، بیمه های سلامت در قانون چهارم توسعه دیده شده است، بیمههای بهداشت و سلامت پایه باید برای همه مردم تقویت شود، مردم شهر و روستا باید از خدمات مساوی سلامت برخوردار شوند، فردی که بیمار می شود مثلا آپاندیش میگیرد چه در شهر باشد چه در روستا هزینه درمانش فرقی نمیکند، بنابراین سرانه درمان آنها نیز باید یکسان باشد، در حالی که الان چنین نیست. در این زمینه چالشهایی هم با دولت داریم و در واقع اجرای شاخصهای عدالت در سلامت را از دولت
می خواهیم اما مسئله دیگری هم وجود دارد و آن دیدگاه مردم نسبت به سلامت واقعی است.
* سلامت واقعی چیست؟
-بر اساس آخرین تعریفی که از سوی سازمان جهانی بهداشت اعلام شده، سلامت واقعی عبارتست از رفاه کامل از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی، که اگر هر کدام از این چهار پایه مشکل داشته باشند، سلامت واقعی به دست نمیآید، یک بعد آن سلامت جسم است و ابعاد روانی، اجتماعی و معنوی نیز به همان اندازه اهمیت دارد، ممکن است فردی در ظاهر آدم سالمی به نظر برسد اما در اجتماع مشکل داشته باشد، یا از نظر معنوی و اعتقادی دچار تناقض باشد، مسائل مذهبی و معنوی باید به نحوی برای مردم تبیین شود که سلامت واقعی را برای مردم به ارمغان آورد، ما معتقدیم که دستورات دین اسلام و احادیث پیشوایان دینی کاملا منطبق بر سلامت انسان است و بر اساس شناخت درستی که نسبت به فیزیولوژی انسان بوده صادر شده است.بعد معنوی سلامت یکی از مهمترین ابعاد سلامت است که ما ایرانیان و مسلمانان باید توجه بیشتری نسبت به آن داشته باشیم، چون با هزینه های کمتر می توانیم به شاخصهای بهتری از سلامت دست پیدا کنیم زیرا هم منابع مالی محدودتری داریم و هم منابع اعتقادی بیشتری در اختیار ماست، بنابراین میتوانیم پرچمدار بعد معنوی سلامت در جهان باشیم و روشهای جدید و نوینی را برای ارتقای شاخصهای سلامت به دنیا عرضه کنیم.
*چگونه؟
-باید بررسی کنیم که چطور می شود با استفاده از باورهای دینی مردم سلامت بیشتری را برای مردم به ارمغان آورد و چطور میشود با یک برنامه مناسب که هزینه - اثر بخشی بالایی هم دارد؛ چالش بزرگ نظام سلامت در دنیا را که تامین هزینههای سلامت است را با تقویت باورهای مذهبی جل کنیم به طوری که حتی جوامعی که به باورهای مذهبی هم اعتقاد ندارند از سر اجبار برای کاهش هزینه های سلامت به این روش روی آورند.
*منظور شما این است که مدل جدیدی برای نظام سلامت در جهان ارائه کنیم؟
- بله، هم یک مدل جدید است و هم یک مدیریت جدید و ساختار جدید میخواهد، تیمهای جدیدی باید وارد این عرصه شوند، به جای این همه تحقیقهای بی حاصلی که در دانشگاهها انجام میشود، می توان خیلی از طرحها و برنامههای تحقیقاتی را به این سمت برد و آثار معنویات را در بخشهای مختلف پزشکی و بهداشت عمومی بر سلامت مردم بررسی کرد، محققان باید آمار و شاخص بدهند که با این روشها چقدر میتوانند جلوی بیماریها را بگیرند، چه شاخصهای بهداشت ارتقا پیدا میکند، به طوری که این برنامه ها کاملا مستند و قابل ارائه در محافل علمی باشد.اگر چنین شد کشورهایی که خیلی هم به معتقد به اسلام نباشند حتماً از دستاوردهای آن استفاده میکنند.
*چه کسی یا چه نهادی باید پرچمدار و مجری این برنامه ها باشد، وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی یا مراجع و نهادهای دینی؟
-این یک بحث دو طرفه بین حوزه و دانشگاه است، هر دو این مراکز محل تولید علم هستند، هر روشی هم که بخواهد مطرح شود باید ابتدا در این مراکز در مورد آن تحقیق
شود. دانشگاه و حوزه باید برای این کار به هم نزدیک شوند و کارهای تحقیقاتی مشترک انجام دهند.هم حوزوی ها باید با پیشرفتهای روز علمی و معضلات سلامت در دنیای امروز بیشتر آشنا شوند و هم دانشگاهیان باید با مبانی دینی آشنا شوند؛ مثلا وقتی در اسلام مصرف الکل ممنوع شده است با توجه به اینکه این مطلب به صراحت در قرآن آمده است، دانشجویان و پزشکان باید ضمن آشنایی بیشتر با مبانی اعتقادی این موضوع به تبیین آن با توجه به علوم جدید بپردازند و اگر مطالب علمی در کنار آموزه های دینی به مردم منتقل شود با توجه به اینکه جامعه ما یک جامعه دینی است حتما اثربخشی آن بیشتر خواهد داشت.مطالب زیادی در مورد سلامت در متون دینی وجود دارد که بسیاری از آنها هنوز به بستر زندگی مردم نیامده است هنگامی که این مطالب به اصول علمی متصل شوند و فهم دو طرفه صورت گیرد، بسیاری از مشکلات حل می شود.دستورات دینی زیادی در مورد بهداشت دهان و دندان در اسلام داریم و احادیثی هم در این زمینه از پیامبر داریم و امسال که سال پیامبر اعظم(ص) است چرا نباید این مسائل هر روز تبلیغ شود، اول حدیث آن گفته شود و بعد هم یک پزشک مباحث علمی آن را بگوبد و بعد هم با استفاده از اصول هنری و آموزشی مطالب برای مردم باز شود، ترکیب این مطالب مردم را به رعایت بیشتر اصول بهداشتی ترغیب میکند.این روش قطعا به مرور زمان آثار خود را در کاهش هزینه های سلامت نشان می دهد.
قسمت دوم
اختلالات روانی در زنان 2 برابر مردان است
رئیس کمیسیون بهداشت مجلس معتقد است به بحث سلامت و بهداشت روان جامعه
توجه کافی نشده است و اگر چه آمار ما مانند همه جای دنیا حدود 21 درصد بیمار روانی را تایید میکند اما نسبت آن نگران کننده است زیرا به طور کلی حدود 9/25 درصد زنان و 9/14 درصد مردان دچار اختلالات روانی هستند.
در بخش نخست گفت و گو با امیدوار رضایی، رئیس کمیسیون بهداشت مجلس به
بررسی فراز و فرودهای نظام سلامت در 27 سال پس از پیروزی انقلاب پرداختیم، دکتر رضایی چهار بعد سلامت را ابعاد جسمی، روحی، اجتماعی و معنوی تعریف کرد و به شرح بعد معنوی آن پرداخت در این بخش در ادامه مبحث بعد معنوی سلامت، ابعاد اجتماعی و روانی سلامت نیز بررسی شده است.جایزه بزرگ برای اصول معنوی در سلامت
* اشاره کردید که استفاده از معنویات به ارتقای سطح سلامت جامعه منجر میشود، آیا شاخص مشخصی برای سنجش این مسئله وجود دارد و آیا آماری وجود دارد که جایگاه ما را از این نظر نشان دهد؟
- خوب، طبیعتا الان آمار و ارقام مستند و رسمی در این زمینه نداریم، چون به فکرش نبودهایم و ضمن اینکه به باورهای مذهبی در جامعه عمل میکردیم اما هیچ وقت ارزیابی در مورد آن نداشتهایم،بسیاری از شاخصهای سلامت در جامعه ما به علت همین آموزههای دینی وضعیت مطلوب دارد مثلا اینکه آمار ایدز در کشور ما پایین است یا پایین بودن بیمارهای ناشی از مصرف الکل در جامعه همگی ناشی از رعایت اصول فرهنگ مذهبی ماست، ولی این مسائل تاکنون اندازهگیری نشده است و نمیدانیم دقیقاً چقدر آموزههای دینی در این مورد موثر بوده است، چقدر آموزش و دانش خود مردم در این زمینه اثر داشته است و چقدر قانون و مسائل اجتماعی نقش داشته است، چون بررسی علمی در این مورد نشده است، نظر من این است که یک قسمتی از بودجه تحقیقاتی دانشگاهها و دستگاههای اجرایی به این سمت برود تا بالاخره در پایان امسال بتوانیم بگوییم چقدر دستاورد داشتهایم، توصیهها و آموزههای دینی در مورد سلامت باید به صورت رسالهها و پایاننامه های دانشجویی درآیند و در پایان سال میتوانیم مراسمی بگذاریم و جایزه بزرگی تعیین کنیم و افرادی که در این زمینه به نتایجی رسیدهاند تشویق شوند، من این پیشنهاد را به رئیس مجلس نوشتهام به وزیر بهداشت هم شفاهی گفتهام که ما با کمک هم یک کمیتهای بگذاریم که در سال پیامبر اعظم (ص) بررسی کنیم و ببینیم برای سلامت مردم در همه ابعاد به کجا باید برسیم که یکی از ابعاد آن هم همین اثر معنویت بر سلامت است باید منابع و بودجههایی که لازم است برای این کار بگذاریم تعیین شود و بحث دیگر تعیین یک جایزه ویژه برای دوستانی است که در این زمینه به نتایج تحقیقی میرسند.
* فکر می کنید وزارت بهداشت با توجه به اینکه بیشتر مباحث خاص پزشکی را دنبال میکند می تواند پرچمدار این قضیه باشد یا باید ساختار جدیدی برای این بعد از سلامت تشکیل شود؟
-در هر صورت در دولت، وزارت بهداشت مسئول سلامت مردم است و حداقل باید در این زمینه سیاستگزاری کند ولی طبیعتاً وزارت بهداشت به تنهایی نمیتواند همه مسائل مرتبط با سلامت را هدایت کند، خیلی از عوامل مرتبط با سلامت اصلا ربطی به وزارت بهداشت ندارد، اگر دولت بتواند خودش کمیتهای را زیر نظر رئیس جمهوری برای این کار تشکیل دهد که چه بهتر، می تواند کمیته ویژه ای را برای بعد چهارم سلامت که بعد معنوی است ایجاد کند، اما جاهای دیگری هم هستند، شواری عالی انقلاب فرهنگی می تواند نقش خیلی مهمی داشته باشد یا شورای عالی سلامت.مسئله مهم این است که همه دستگاههای دولتی، خصوصی و مجلس باید برای این کار بسیج شوند و تحقیق کنند و همان طور که به وزیر بهداشت هم گفتهام می توان یک همایش سراسری در بهمن ماه یا اسفند ماه برای بررسی ایدهها و تحقیقات انجام شده در زمینه نقش معنویات بر سلامت برگزار کرد و یک جایزه ویژه هم از سوی رئیس جمهوری
به بهترین طرحها و برنامه ها داده شود.15 درصد مردم خانه ندارند.
* به بعد دیگر سلامت بپردازیم، مسئله عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، از این نظر ما چه وضعی داریم و چه مسیری را برای ارتقا و رشد شاخصها و عوامل موثر بر سلامت مردم باید طی کنیم و مسئول و نهادی که این بعد سلامت را پیگیری کند، کجاست؟
-مسائل اجتماعی بیشتر به مدیریت جامعه، فرهنگ سازی و برنامه ریزی حکومتی
مربوط می شود، هر چه جامعه آرامتر باشد، آسایش بیشتر باشد، تنش در جامعه کمتر باشد، افراد از امنیت بالاتری برخوردار باشند، وضعیت مسکن و شغل پایدار و قابل قبول باشد و فضای سبز و عوامل محیطی به خوبی کنترل شود، سلامت مردم در این اجتماع وضعیت بهتری خواهد داشت.در همه کشورهای جهان سوم از جمله کشور ما، عوامل اجتماعی که آثار منفی بر سلامت می گذارد مشخص است، البته تاثیر هر کدام از آنها به تفکیک مشخص نیست اما میدانیم که ترافیک، امنیت اجتماعی، امنیت شغلی و مسائل اقتصادی در این زمینه موثر است، 15 درصد مردم کشور ما خانه ندارند که همین یک مسئله تاثیر بسیار زیادی بر سلامت مردم می گذارد.
* منظورتان این است که 15 درصد مردم مالک خانه نیستند؟
- بله، نیستنتد، یا بحث صلح و آرامش در کشور و اطراف کشور این هم یکی از فاکتورهای سلامت است، هر چه درگیری و تنش در منطقه بیشتر باشد، سلامت مردم هم به همان اندازه به خطر میافتد، داشتن سرپناه مناسب، آب آشامیدنی سالم، شغل مطمئن اینها مسائلی است که تقریبا 50 درصد سلامت مردم به آن وابسته است در همه جای دنیا همین طور است در کشور ما هم اگر بیشتر نباشد قطعا کمتر نیست.
* ما اکنون در مورد تاثیر عوامل اجتماعی موثر بر سلامت صورت مسئله را میدانیم، می دانیم که فقر، سواد، وضعیت شغلی، مسکن همگی بر سلامت مردم تاثیر دارد،
اما ارگانی که مسئولیت مستقیم پیگیری این بعد از سلامت را داشته باشد وجود ندارد، فکر نمیکنید لازم باشد با تصویب قانونی در مجلس ستاد یا نهادی برای رسیدگی به این بعد سلامت تشکیل شود؟
- از نظر قوانین تا حد زیادی قانون تصویب شده داریم، مثلا ماده 84 قانون برنامه چهارم توسعه از سال 84 دولت را موظف کرده است که شورای عالی سلامت و امنیت غذا
را تشکیل دهد، این شورا تاکنون دو جلسه داشته است، خوراک این شورا را که رئیس آن رئیس جمهوری است و بیشتر وزرا در آن عضویت دارند، وزیر بهداشت به عنوان دبیر شورا باید تهیه کند، یکی از مسائلی که باید در این شورا بررسی شود همین عوامل اجتماعی موثر بر سلامت است، در یکی از جلسات این شورا که خود من هم بودم، الگوی تغذیه مناسب در کشور بررسی شد، مسائلی از قبیل میزان مصرف شیرینی، روغنهای جامد، نوشابه و مسائل بسیار دیگر که تصمیماتی نیز در این موارد گرفته شد.تصمیمات شورای عالی سلامت می تواند جهتگیری دولت و بخشهای مختلف آن را تحت تاثیر قرار دهد و همان طور که در مورد تغذیه دستوراتی برای وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، بازرگانی و صنایع داشت در مورد عوامل اجتماعی موثر بر سلامت هم می تواند تصمیم گیری کند.
*مثلا در مورد وضعیت مسکن و نسبت آن با سلامت مردم هم می تواند وارد شود؟
-بله، هیچ منعی ندارد، شورای عالی سلامت و امنیت غذا میتواند در مورد همه بخشهای مرتبط با سلامت با حضور رئیس جمهوری، وزرا و نمایندگان مجلس و حتی سازمان نظام پزشکی و بخشهای دیگر تصمیمگیری کند و از این نظر کاملا دستش باز است.این شورا اصلا تشکیل شده تا مسائل کلان سلامت را بررسی و تصمیم گیری کند و همه ارگانهای دولتی و حتی سازمان محیط زیست در این شورا حضور دارند.
*ولی به نظر میرسد این شورا هنوز کارایی لازم را ندارد؟
- بله، چون تازه تشکیل شده است، یکی، دو جلسه بیشتر نداشته است و باید فعال شود به همین علت از دولت و رئیس جمهوری خواستهایم که این شورا فعالتر شود.
* مجلس هم نظارت میکند؟
-طبیعتاً هر قانونی در مجلس تصویب شود بر اساس ماده 33 جزء 5 آیین نامه داخلی مجلس، تمام کمیسیونهای مجلس موظفند اجرای مصوبات خود را پیگیری کنند و از مسئولان بخواهند که در مورد آن توضیح بدهند، در واقع یک تحقیق و تفحص دائمی در مورد قوانین مجلس وجود دارد، این قوانینی که در مورد تحقیق و تفحص در مجلس تصویب می شود برای موارد خاص است اما تحقیق و تفحص به صورت مداوم از دستگاههای اجرایی در مورد مصوبات تخصصی مجلس انجام می شود.ضمن اینکه در مورد شورای عالی سلامت یک نفر از مجلس نیز در این شورا حضور دارد و از نزدیک در جریان مصوبات و تصمیم گیرهای این شورا قرار می گیرد.غیر از آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم چون ابعاد کلان دانشگاههای علوم پزشکی را پیگیری میکنیم، بحث فرهنگ سلامت هم پیگیری میشود در جلسه قبلی این شورا هم بعد معنوی سلامت را با رئیس جمهوری مطرح کردیم و قرار شد کمیتهای برای پیگیری این موضوع تشکیل شود.21 درصد مردم دچار اختلال روانی هستند.
* در مورد بعد دیگر سلامت که مسائل روانی است توضیح دهید، میزان شیوع بیماریهای روانی در کشور ما چقدر است، بیماریهای شایع روانی در کشور ما کدامها هستند و آیا علل ریشهای این بیماریها بررسی شده است؟ نظارت مجلس بر این بعد از سلامت چگونه است؟
-البته مجلس به طور عمومی بر وضعیت سلامت مردم نظارت دارد و این طور نیست که مثلا کمیته ویژهای برای سلامت روان داشته باشد،البته آقای دکتر باغبانیان، نائب رئیس دوم کمیسیون بهداشت که متخصص روانپزشکی است ابعاد روانی سلامت جامعه را پیگیری میکند.بر اساس پژوهشی که در مورد بیماریهای روحی و روانی از 35 هزار نمونه در کشور انجام شد، معلوم شد که 9/25 درصد زنان و 9/14 درصد مردان که متوسط آن 21 درصد می شود به نوعی دچار اختلال روانی هستند و حدود 10 درصد از این افراد اقدام به خودکشی می کنند که از میان دو درصد اسکیزوفرنی دارند، حدود 15 درصد افراد نمونه این تحقیق نیز دچار افسردگی بودند این آمار البته کم و بیش شبیه آمار جهانی اختلالات روانی است و تفاوت چندانی ندارد.از نظر تخت روانی در کشور در سال 1346 حدود 10 درصد تختهای بیمارستانی تخت روانی بود اما اکنون با وجودی که تعداد کل تختهای بیمارستانی افزوده شده است فقط 6 درصد کل این تختها، تختهای روانی هستند که بر اساس قانون برنامه چهارم توسعه تا پایان این برنامه باید به همان نسبت 10درصد برسد.در مورد تختهای روانی زمانی، اعتقاد بر این بود که بیمارستانهای روانی باید جدا از بیمارستانهای عمومی باشند اما اکنون این اعتقاد وجود ندارد و معتقدیم که بیماران روانی هم باید مانند سایر بیماران در بخشهای بیمارستانهای عمومی بستری شوند.در قانون برنامه چهارم توسعه بر دولت تکلیف شده که 75 درصد بیماران روانی مزمن را تحت پوشش خدمات دولتی قرار دهد این میزان اکنون در حدود 25 درصد است که باید از طریق سازمان بهزیستی و دستگاههای دیگر این پوشش انجام شود.پوشش برنامه های بهداشت اولیه روان نیز در کشور حدود 80 درصد است که تا پایان برنامه پنجساله چهارم باید به 100 درصد برسد.
*منظور از برنامههای بهداشت روان چیست؟
-همین آموزشهایی که در مهد کودکها، مدارس و دانشگاهها و آموزشهای عمومی که در سطح جامعه برای کنترل استرسها و نگرانی ها و غلبه بر فشارهای روانی انجام می شود.
*آیا می توانیم بگوئیم در بحث بهداشت روان در کشور کم کار شده است؟
-صد در صد، این آمار بالا از بیماران روانی نشان می دهد که در این زمینه کم کار کردهایم، هر چند که این آمار در کل دنیا نیز تقریبا همین قدر است، هنوز مردم فکر میکنند منظور از بیمار روانی این است که فرد دیوانه است، در حالی که نهایت بیماریهای روحی و روانی، بیماریهای مزمن و دائمی است و کاملا با داشتن استرس، افسردگی و سایر اختلالات روانی که ممکن است در زندگی روزمره هر یک از ما وجود داشته باشد، متفاوت است.هر چقدر آموزشهای عمومی در مورد سلامت روان در جامعه گسترش پیدا کند، راه مقابله با آن نیز آسانتر است و می توانیم از بروز بسیاری از این بیماریهای پیشگیری کنیم، در صورتی که یک بیماری روحی و روانی زود تشخیص داده شود به راحتی میتوان آن را درمان کرد یا آگاهی و شناخت آن بیماری میتواند شرایطی را به وجود آورد که اصلا چنین بیماری به وجود نیاید.استرس کنکور طاقت فرساست.
*بخش زیادی از مردم جامعه،فرزند پشت کنکور دارند، فردی که برای کنکور درس می خواند، با فشارهای زیاد روحی مواجه است و سختی های زیادی را متحمل می شود، خانوادههای این بچه ها هم درگیر این موضوع می شوند وآنها هم استرس زیادی را باید تحمل کنند، حالا اگر فرد در دانشگاه قبول شود، اینکه چه رشتهای قبول شود یک نوع استرس وارد میکند و اگر قبول نشود و بعد از آن چه باید بکند یک نوع دیگر استرس وارد میکند، به این ترتیب بخش زیادی از جامعه در زمان طولانی با استرس و نگرانی مواجه هستند اگر به این مشکلات استرسهای در ترافیک ماندن و دیر رسیدن هر روزه همه ما را هم اضافه کنید، حجم زیادی می شود، برای کاهش استرس در این طیف گسترده از مردم آیا فکری شده است؟
-ما در مجلس قانون را تصویب میکنیم، فقط کلیات را سیاستگزاری میکنیم و معمولا وارد جزئیات نمیشویم، به دولت توصیه میکنیم که به مسئله بهداشت روان مردم توجه کند و از سرمایه های اجتماعی که مردم هستند حمایت کند، این یک بحث تخصصی است که باید انجمنهای تخصصی روانپزشکی، وزارت بهداشت و دستگاههای مربوطه باید راهکار اجرایی آن را پیدا کنند.یکی از مسائلی که باید در این مراکز بررسی شود همین مسئله کنکور است، که زمینه مناسبی فراهم میکند تا تعادل بهداشت روانی جامعه به هم بریزد، این مجموعه ها به همراه وزیر علوم و وزیر بهداشت باید همفکری کنند و راهی پیدا کنند که از این همه بیماریهای روحی و روانی بکاهد، باید بررسی کنند که آیا روش بهتری برای برگزاری کنکور هست که داوطلب کنکور استرس کمتری را متحمل شود در مورد ترافیک هم همین طور، دستگاههای مربوطه باید بررسی های کارشناسی را داشته باشند.شورای عالی سلامت میتواند کمیته ویژهای را برای رسیدگی به این مسائل تشکیل دهد و در واقع با تشکیل کمیته های تخصصی برای هر یک از چهار بعد سلامت برای ارتقای شاخصها در مورد هر یک از آنها برنامه بیاورد.
*فکر نمیکنید لازم باشد در کمیسیون بهداشت مجلس هم چنین کمیتههایی تشکیل
شود؟
-افرادی در کمیسیون بهداشت مجلس هستند با توجه به تخصصی که دارند مسائل تخصصی را پیگیری می کنند، مثلا آقای حیدری به مسائل مرتبط با پرستاران میپردازد، دکتر باغبانیان مسائل مرتبط با بیماریهای روحی و بهداشت روانی جامعه را پیگیری می کند، دکتر دقیقی به مسائل مرتبط با دخانیات میپردازد و به همین ترتیب، اما به هر حال کار ما در حد قانونگذاری است و مسئولان اجرایی و تخصصی در وزارت بهداشت و شورای عالی سلامت باید راهکار اجرایی بیاورند.مشکلی که الان وجود دارد این است که بیشتر مسئولان اجرایی فقط به درمان بیماریها و مشکلات جامعه توجه دارند اگر به جای این دیدگاه، دیدگاه سلامت نگر جایگزین شود و پیشگیری از بیماریها و ناراحتی ها در همه ابعاد سلامت در اولویت قرار گیرد حتما اثرگذاری برنامه ها بیشتر می شود.
قسمت-۳
روزانه 800 نفر در کشور بر اثر بیماری و حوادث گوناگون میمیرند
رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس میگوید: از مجموع 800 نفری که هر روز در کشور می میرند 317 نفر بر اثر سکته قلبی و بیماریهای قلب و عروق جان میسپارند با این وجود مسئله مهم نظام سلامت کشور توجه به پیشگیری از بیماریها و تقویت بیمههای سلامت نگر به جای بیمه های درمانی است، اقدامی که طلیعه آن دیده میشود.
در بخش اول و دوم گفت و گوی تفصیلی با امیدوار رضایی، ابعاد معنوی، روانی
و اجتماعی سلامت مردم ایران بررسی شد در این بخش از سخن، با رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به آسیب شناسی بعد جسمی سلامت میپردازیم.بیمهها هزینه پیشگیری را هم میدهند.
*یکی از ابعاد مهم سلامت که بیشتر از بقیه ابعاد آن درمورد آن صحبت می شود، سلامت جسمانی است که البته همان طور که گفتید در سالهای گذشته موفقیتهای خوبی به خصوص در مورد کنترل بیماریهای عفونی و مرگ و میر کودکان زیر 5 سال در کشور داشتهایم با وجود این در مورد مرگ و میر کودکان زیر یکسال که بیشتر به مسائل ژنتیکی و مشکلات مادرزادی برمی گردد توفیق چندانی نداشتهایم. چرا؟
- در مورد شاخصهای جسمی سلامت، به خصوص در دهه دوم پس از پیروزی انقلاب به موفقیتهای بزرگ و پیشرفتهای جهشی رسیدیم که البته در دهه سوم تقریبا مسیر ثابتی پیدا کرد و آمارها پس از دهه دوم انقلاب تاکنون تغییر چندانی نداشته است، حتی در بعضی سالها بدتر هم شده است چون به مسائل دیگری برخورد کردیم مثل بیماریهای مادرزادی و ژنتیکی که کمتر مورد توجه قرار گرفت.برای رسیدگی به این مسائل در قانون برنامه چهارم توسعه کشور توجه شده است و قرار شده با تقویت بیمه های سلامت نگر و پیشگیرانه به جای توجه صرف به درمان بیماریها به رفع این مسائل توجه شود که یکی از جاهای بسیار مهم آن همین آزمایشهای ژنتیک قبل از ازدواج و قبل از بارداری است، قانون سقط جنین که سال گذشته در مجلس تصویب شد نیز در همین جهت بود و برنامه ریزیها به نحوی بود که با هزینه کمتر از عوارض و مشکلاتی که ممکن است در آینده پیش آید جلوگیری شود.
* به نظر می رسد، بیشتر این برنامهها درحد توصیه است و هنوز عملی نشده است؟
- نه، این طور نیست، خوشبختانه با فشاری که از سال گذشته از طرف مجلس به وزارت رفاه، سازمان بیمه خدمات درمانی و سازمان انتقال خون وارد شد، اقداماتی شروع شده است، این یک حرکت نویی در کشور است که باید با جدیت بیشتری پیگیری شود، برنامهای که خدمات بیمهای را از توجه به خدمات درمانی به سمت برنامه های پیشگیرانه و سلامت پایه میبرد.
*با این وجود هنوز آزمایشگاههای ژنتیک قبل از بارداری در کشور هم کم هستند
و هم خدمات آنها بسیار گران است و همه مردم امکان استفاده از این خدمات را ندارند؟
-نه، قرار شده که هزینه این آزمایشها را بیمهها پرداخت کنند، توافقهای خوبی هم در این زمینه حاصل شده است.
*یعنی بیمهها الان این هزینه ها را پرداخت میکنند؟
-قرار شده که پرداخت کنند، بر اساس قول و قرارهایی که با این سازمانها داشتهایم، تعهد کردهاند که در پرداخت هزینه آزمایشهای ژنتیک با مردم سهیم شوند.قانون سقط درمانی مثل بمب بود.
*مسئله دیگر، بحث سقطهای غیر قانونی و غیرمجاز در کشور است که واقعاً جان انسانهای بسیاری را به خطر انداخته است و تعداد آن کم نیست، آیا واقعا راهی وجود
ندارد که برای بارداری های ناخواسته، مجوز سقط جنین قانونی صادر شود تا این همه معضلی که در کنار این پدیده وجود دارد، برطرف شود؟
-مجلس قانون سقط جنین را سال گذشته تصویب کرد، سقط جنین باید مطابق موازین
شرعی انجام شود نه بیشتر، حتی همین قانونی که در مجلس تصویب شد و بر اساس آن اجازه سقط جنین برای مادرانی که جانشان در خطر است داده شد نیز با مخالفت شورای نگهبان مواجه شد و سرانجام در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شد.در بسیاری از کشورها در همین حد نیز جرئت نکردهاند پیش بروند، وفتی در کشور ما این قانون تصویب شد، مثل بمبی بود که در دنیا ترکید، و خیلی ها را متعجب کرد و به نظر میرسد این قانون اگر چه 100درصد موارد را جواب دهد اما تا حدودی مسئله سقطهایی که واقعا ضروری است با همین قانون حل می شود با این حال طبیعی است که هر قانونی پس از چند سال که معایب آن مشخص شد می تواند مورد بازنگری قرار گیرد.بیماریهای قلب هر سال جان72 هزار نفر را در کشور میگیرد
* به مسئله دیگری از سلامت جسم بپردازیم، بیماریهای قلب و عروق، سرطانها و سکته های قلبی اکنون بیشترین تلفات جانی را وارد می کند، از این نظر چه وضعی داریم و چه باید بکنیم؟
-آماری که داریم مربوط به سال 80 است، بر اساس این آمار روزانه 700 تا 800 نفر در کشور می میرند، که 317 نفر آنها بر اثر بیماریهای قلب و عروق است که بیش از 30 درصد موارد را شامل میشود.تحقیق دیگری نیر در مورد علل مرگ و میرها در کشور انجام شده است که بر اساس آن 72 هزار نفر سالانه بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست میدهند که آمار بالایی است و بر این اساس سکته قلبی و بیماریهای قلب و عروق عامل اول مرگ و میر در کشور است و پس از آن ترافیک و حوادث است که سالانه جان حدود 30 هزار نفر را در کشور میگیرد.هر دو این مرگ و میرها با اصلاح رفتار انسانها قابل کنترل است، بیماریهای قلبی را به جز موارد مادرزادی با اصلاح شیوه تغذیه و ورزش کردن میتوان کنترل کرد.در مورد حوادث ترافیکی نیز در حالی که تعداد خودروهای ما به اندازه کشور سوئد است در کشور سوئد سالانه 25 نفر بر اثر حوادث ترافیکی میمیرند و در کشور ما در حدود 30 هزار نفر یعنی بیش از هزار برابر.
* برای کاهش این تلفات چه برنامهای وجود دارد؟
- ماده 85 قانون برنامه چهارم توسعه دولت را موظف کرده است که برای کاهش مرگ و میرهای جادهای، لایحهای بیاورد تا بر اساس آن 50 درصد تلفات جادهای تا آخر اجرای این برنامه کاهش یابد، تا الان حدود یک سال و دو ماه از مهلت ارائه این لایحه گذشته است، بارها هم تذکر دادهایم، ولی هنوز این لایحه به مجلس نیامده است، دولت باید هر چه زودتر این لایحه با به مجلس بیاورد و منابع مالی اجرای آن را نیز تعیین کند زیرا به هر حال اصلاح این مسئله نیازمند صرف بودجه است که باید منابع آن از سوی دولت مشخص شود و البته مجلس هم آماده همکاری است.در زمان حاضر 300 نقطه حادثه خیز ثبت شده در کشور داریم که تا پایان برنامه چهارم باید نصف شود، وزارت بهداشت نیز باید شبکه اورژانس پیش بیمارستانی و بیمارستانی خود را طی این مدت توسعه دهد. اکثر مدیران بخش سلامت در جایگاه خود ننشستهاند.
* ارزیابی شما از وضعیت مدیریت بیمارستانهای کشور چیست، آیا مدیران وزارت بهداشت و بیمارستانها متناسب با تخصص و کارایی خود در جایگاه مدیریتی قرار دارند؟
-مدیریت در نظام سلامت ما یکی از چالشهای عمده است و نیاز به یکسری اصلاحات
جدی و تغییر اساسی دارد، این ساختار سنتی هرگز نمیتواند ما را به اهداف توسعه برساند، همه پیشرفتهایی هم که تاکنون در بهبود شاخصهای سلامت در کشور داشتهایم مرهون تلاش و ایثارگری جامعه پزشکی است، این تلاشها در مسائلی مانند بیماریهای عفونی جواب داده است اما در مورد بقیه شاخصهای سلامت بدون وجود یک مدیریت کارآمد امکانپذیر نیست.این مشکل یک مسئله ریشهای است که برای حل آن باید به تربیت مدیران کارآزموده و اصلاح ساختار مدیریتی در نظام سلامت بپردازیم و به نحوی برنامهریزی کنیم تا هر کس در جایی قرار گیرد که تخصص و توانایی مدیریتی آن را دارد.
*چند درصد از مدیران بخش سلامت در جای خود نشستهاند؟
-اگر بخواهیم به وزارت بهداشت که متولی بخش سلامت است نگاه کنیم و به آن نمره بدهیم وضع آن در مقایسه با سایر دستگاهها بدتر نیست در وزارت کشور و وزارت اقتصاد هم همین وضع وجود دارد، اما به طور کلی آمار دقیقی از این نظر وجود ندارد، چون تربیت نیروی انسانی متناسب با نیازها در کشور نداشتهایم، پزشکان و متخصصانی در کشور هستند که هر وقت احساس میشود دلسوزی دارند از آنها دعوت می شود، بسیاری از آنها هم تلاشهای خوبی داشتهاند ولی اگر دلسوزی و مسئولیتپذیری با آموزش مدیریتی و تخصص متناسب جمع شود قطعا دستاوردها بسیار بالاتر میرود.متاسفانه الان اکثر مدیران و مسئولان نظام سلامت در جای خودشان نیستند و متناسب با تخصصشان مسئولیت نپذیرفتهاند، مدیران بیمارستانها و دانشگاههای علوم پزشکی به ناچار انتخاب میشوند، چون اگر همین ها هم نباشند وضع از این هم بدتر میشود.مدیر بیمارستان اختیار تعویض نگهبان را هم ندارد.
* هر سال در فصل بودجه با تلاش هر یک از دستگاهها و حرف و حدیثهای فراوان بودجه دستگاههای دولتی به تصویب مجلس می رسد اما اگر فرض کنیم که همه این بودجه ها به موقع هم تخصیص پیدا کند وقتی آن طرف قضیه یعنی مدیران اجرایی کارایی لازم را نداشته باشند در نهایت این اعتبارات به نحو مطلوب هزینه نمیشود به این مسئله فکر شده است؟
-مشکل ما فقط افراد نیستند، مسئله مهم قوانین و مقرراتی است که باید در یک مجموعه حاکم باشد، اگر یک مدیر خیلی هم قوی باشد، اما مقررات دست و پای او را بگیرد، کار زیادی نمیتواند بکند، گاهی یک مدیر بیمارستان حتی اختیار تغییر نگهبان جلوی در را هم ندارد، در این صورت چه انتظاری از وی میتوان داشت.
*واقعا این طوری است؟
-بله، مدیران بیمارستانها اختیار کافی ندارند،جز بعضی بیمارستانها که به تازگی هیئت امنایی شدهاند، تازه آیین نامه این بیمارستانها از امسال اجرایی می شود، اگر برنامه چهارم توسعه درست اجرا شود، بر اساس ماده 49 آن اختیاراتی به هیئت امناهای دانشگاههای علوم پزشکی و به تبع آن به بیمارستانهای دولتی داده میشود تا بتوانند
با شریک کردن پرسنل در تصمیم گیریها، مدیریت نوینی را در بیمارستانها فعال میکنند
به نحوی که هر کس پاسخگوی عملکردخودش باشد و شاخصها و عملکردها نشاندهند کارآمدی افراد باشد نه اینکه مدیر خوب و بد یکسان باشند و ملاکهای دیگری حاکم باشد.بر اساس این نوع ساختار مدیریتی اگر عملکرد یک مدیر مطلوب بود میماند و گرنه عوض میشود.
مسئله دیگر اعتباراتی است که در اختیار یک مدیر قرار میگیرد، نمیتوان از یک مدیر هر چقدر هم که قوی باشد انتظار داشت با یک میلیون تومان به اندازه 10میلیون تومان عملکرد داشته باشد، اگر اعتبار کم باشد مدیر مجبور است از کیفیت و کمیت کار بکاهد
چون کسری میآورد بنابراین اعتباراتی که در اختیار مدیران اجرایی قرار میگیرد باید مطابق هزینه تمام شده خدمت باشد.در مورد بسیاری از مسائل نیز موازی کاری وجود دارد.
خیلی از مسائلی که به سلامت مردم در یک منطقه مربوط می شود در حوزه اختیارات شهرداریها و نیروهای انتظامی و غیرانتظامی است همان طور که در مورد بیمه های درمانی نیز موازی کاری وجود دارد،
بیمه درمانی در مورد کارکنان دولت، تامین اجتماعی، بنیاد شهید، وزارت نفت و بسیاری از بخشهای خصوصی با هم فرق میکند، دولت و مجلس هم بر همه این بیمه ها نظارت ندارند بنابراین چگونه میتوان از مدیر پاسخگویی خواست، در قانون و در کاغذ آمده است که وزارت بهداشت باید جوابگوی سلامت مردم باشد ولی همه این مسائل در وزارت بهداشت سیاستگزاری نمیشود.
این مصاحبه روزهای اول، دوم و سوم اردیبهشت ۱۳۸۵ در خبرگزاری فارس منتشر
شد.
گفت و گو از: افشین شاعری
